در میان عناصر چهارگانه ؛ آتش و آب و خاک و باد ؛ از دیر باز آتش در میان آریا ییان اعتبار دیگری داشته است . در اوستا آتش فرزند اهورامزدا و سپندار مذ =( زمین ) نامیده می شود . از این رو ایرانیان باستان آن را همیشه فروزان می داشتند و نشانه ی اهورایی اش می دانستند و شعله اش را نماد فروغ ازلی می شمردند و آتشکده های همیشه روشن برای آنان به منزله ی محراب پیروان مزدیسنا بود . آنان بر این باور بودند که هستی با وجود آتش است که می تواند ادامه یابد .

ایرانیان باستان عقیده داشتند که شادی از بخشش های اهورایی و اندوه از پدیده های اهریمنی است . آنان غم را نمی شناختند و حتا در سوگ کسی نیز به اندوه نمی نشستند و شیون و زاری را گناهی بس برزگ می شمردند ، از این رو می کوشیدند تا همیشه شاد باشند و در هر فرصتی جشنی سزاوار می آراستند و با گرد هم آیی به شادمانی و سرور می پرداختند . در میان این جشن ها سه جشن زمستانی است که آتش در آنها نقشی اساسی دارد و آتش افروزی از مراسم بنیانی انهاست . این سه جشن به ترتیب عبارتند از جشن یلدا ، جشن چهار شنبه سوری و جشن سده .
در میان این سه جشن آتش افروزی جشن سده از ارزش دیگری برخوردار است چرا که ریشه ی این جشن پیوندی تنگاتنگ با پیدایش آتش دارد .
از دیدگاه اسطوره شناسی پیدایش آتش به هوشنگ شاه که یکی از شاهان پیشدادی است منسوب می شود . به روایت فردوسی روزی هوشنگ شاه به شکار می رود و بر سر راه خود ماری سیاه رنگ و تیره تن می بیند . وی که نخستین بار است که این موجود عجیب را رؤیت می کند ، می هراسد و برای کشتن او سنگی به سویش پرتاب می نماید ، مار می گریزد ، اما سنگ به سنگی دیگر می خورد و از برخورد دو سنگ با یکدیگر جرقه ای می جهد و آتش زاده می شود :
یکی روز شاه جهان سوی کوه گذر کرد با چند کس هم گروه
پدید آمد از دور چیزی دراز سیه رنگ و تیره تن و تیز تاز
دو چشم از بر ِ سر چو دو چشمه خون ز دود دهانش جهان تیره گون
نگه کرد هوشنگ باهوش و سنگ گرفتش یکی سنگ و شد تیز چنگ
به زور کیانی رهانید دست جهانسوز مار از جهانجو ی جست
بر آمد به سنگ گران ، سنگ خرد همان و همین سنگ بشکست گُرد
فروغی پدید آمد از هر دو سنگ دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
نشد مار کشته ، ولیکن ز راز ازین طبع سنگ آتش آمد فراز
هوشنگ به شکرانه ی پیدایش آتش ، به نیایش اهورا مزدا می نشیند و از آن پس آن را جاویدان و فروزان می دارد و فروغ اهورایی اش می نامد و مردم را به پرستش آن فرا می خواند و به جشن و شادمانی می پردازد و نام آن جشن را سده می گذارد .
در این اسطوره ، دو عامل متضاد روبروی هم قرار می گیرند ؛ اهریمن ، مار (1) را که مظهر و هم ریشه ی مرگ و نماد تاریکی و آشفتگی است ، پدید می آورد و اهورا مزدا در برابر آن آتش را که نماد روشنایی و گرمای هستی است می آفریند .
اما در مورد افروختن آتش در این شب ؛ کتاب های التفهیم و آثار الباقیه نظر مشترکی دارند و آن بدین روایت است که :
و اما سبب آتش کردن و برداشتن آن است که بیوراسب =( ضحاک ) توزیع کرده بود بر مملکت خویش دو مرد هر روزی تا مغز شان بر آن دو ریش نهادندی که بر کتف های او برآمده بود و او را وزیری بود نامش ارماییل ، نیکدل و نیک کردار ، از آن دو تن یکی را زنده یله کردی و پنهان او را به دماوند فرستادی . چون افریدون او را بگرفت سرزنش کرد و این ارماییل گفت توانایی من آن بود که از دو کشته یکی را برهاندمی . و جمله ی ایشان از پس کوه اند . پس با وی استواران فرستاد تا بدعوی او نگرند و او ( ارماییل ) کسی را پیش فرستاد و بفرمود تا هر کسی بر بام خانه ی خویش آتش افروزد ، زیرا که شب بود و خواست تا بسیاری ایشان پدید آید ... " .
برگزاری جشن سده
برگزاری جشن سده را می توان به سه دوره ی تاریخی تقسیم کرد :
1 – دوره ی پیش از اسلام 2 – دوره ی بعد از اسلام 3 – دوره ی کنونی
دوره ی پیش از اسلام :
فردوسی جشن سده را به زمان پادشاهی هوشنگ نسبت می دهد و ابو ریحان بیرونی به فریدون . اما رسمی شدن جشن سده به زمان اردشیر بابکان مقرر می شود ، اما بطور کلی در هیچیک از اسناد تاریخی به چگونگی شیوه ی جشن اشاره ای نشده است .
جشن سده بعد از اسلام :
در این دوره مورخانی چون بیرونی ، بیهقی ، گردیزی ، مسکویه و ... و ... از شیوه ی جشن در دوران پادشاهی غزنویان و سلجوقیان و خوارزمشاهیان و آل زیار و تا دوران مغول بسیار نوشته اند ، حتا داستان مرگ مرد آویج را نیز نقل کرده اند (که جشن سده ی باشکوهی ترتیب داد بود و در پایان جشن به دست مخالفان خود به قتل رسید ) ، اما اخباری که در زمینه ی برگزاری این جشن داده اند ، مانند هر آگاهی دیگر مربوط به دربار پادشاهان و امیران است و از آیین های عامه ی مردم و شیوه ی برگزاری سده در میان آنان گزارشی باز نمانده است .
اخبار موجود از این دوره نشانگر آن است که جشن سده در آن زمان با شکوه تمام برگزار می شده و حتا شاعرانی چون عنصری ، فرخی ، منوچهری ، عسجدی در توصیف چگونگی و چون و چندی آتش آن داد سخن داده و نیز از پرندگان و جانورانی که به آتش می انداختند ، یاد کرده اند . در اینجا به دو گزارش در این زمینه اشاره می شود :
گزارش نخست آثار الباقیه ؛ صفحه ی 351 :
آتش افروزند تا شر آن "جهنم" بر طرف گردد و گیاه خوشبو تبخیر میکنند تا مضرات آن را برطرف کنند . در خانه ی ملوک رسم شده که آتش بیافروزند و چون شعله ور گردد ، جانوران وحشی را به آتش می اندازند و مرغ ها در شعله ی آن می پرانند و در کناراین آتش می نشینند و به لهو و لعب مشغول می شوند .
گزارش دوم ؛ تاریخ بیهقی ؛ صفحه ی 571 و 572 :
امیر ( سلطان مسعود غزنوی ) فرمود تا سراپرده بر راه مرو بزدند بر سه فرسنگی لشگرگاه و سده نزدیک بود . اشتران سلطانی را ، و از آن همه لشکر به صحرا بردند و گز (2)کشیدن گرفتند تا سده کرده آید و پس از آن حرکت کرده آید و گز می آوردند و در صحرایی که جوی آب بزرگ بود ، پر از برف می افکندند تا به بالای فلعتی برآمد و چارطاق ها بساختند از چوب ، سخت بلند و آن را به گز بیاکندند و گز دیگر جمع کردند که سخت بسیار بود و بالای کوهی بر آمده و اَله =( عقاب ) بسیار و کبوتر . و سده فراز آمد . نخست شب امیر بر لب آن جوی آب که شراعی زده بودند ، بنشست و ندیمان و مطربان بیامدند و آتش به هیزم زدند و پس از آن شنودم که قریب ده فرسنگ فروغ آن آتش بدیده بودند ، و کبوتران نفط= ( نفت ) اندود بگذاشتند و ددان برف اندود آتش زده دویدن گرفتند و چنان سده ای بود که دیگر آنچنان ندیده بودم و آن به خرّ می به پایان آمد .
البته باید اشاره کرد رسم هایی از چون سوزاندن کبوتران و پرندگان و جانوران که در حضور شاهان انجام می گرفته ، به هیچ روی بر اساس آیین زردشتی نیست ، چرا که آتش نزد آنان بسیار گرامی است و در همه ی کتاب های آیینی زردشتیان در مورد پاکیزه نگاهداشتن و نیالودن آتش به آنان سفارش بسیار شده و هم در اوستا، بخش گاتها آمده است : " ... ای مزدا نفرین تو به کسانی باد که با آموزش خود مردم را از کردار نیک رویگردان می سازند و به کسانی که جانوران را با فریاد شادمانه قربانی می نمایند ".
جشن سده در دوران کنونی :
امروزه نیز جشن سده یا سده سوزی به صورت پراکنده در بعضی شهر ها و روستاها ی ایران در دهم بهمن ماه برگزار می شود . در مازندران ، لرستان ، سیستان و بلوچستان ، کشاورزان و روستاییان و چوپان ها نزدیک غروب ِ یکی از روز های زمستان روی پشت بام ، دامنه ی کوه یا کنار کشتزار و چراگاه آتش می افروزند و بنا بر سنتی دیرین پیرامون آن گرد می آیند ، بی آنکه نام جشن سده بر آن نهند .
اما در کرمان و بیشتر شهرهای آن استان جشن سده یا سده سوزی با شکوه تمام برگزار می شود . در میان چادر نشینان بافت سیرجان سده سوزی چوپانی برگزار می شود . در یکی از روستاهای جیرفت ( آبادی بلوک از دهستان اسماعیلی ) شب دهم بهمن آتش بزرگی به نام آتش سده ، با چهل شاخه از درختان هرس شده ی باغ به نشانه ی چهل روز ( چله ی بزرگ ) در میدان ده بر می افروزند و از روی آن می پرند و می خوانند :
سده سده ی دهقانی / چهل کنده ی سوزانی / هنوز گویی زمستانی
موبد اردشیر آذر گشسب در کتاب مراسم مذهبی و آداب زردشتیان می گوید :
این رسم از دیرباز در کرمان بر جای مانده و تا آنجا که پیران سالخورده از نیاکان خود به یاد دارند ، همه ساله در روز دهم بهمن ماه برگزار می شود " .
در قدیم محل جشن در یک فرسنگی شمال شهر کرمان ، بعد از ویرانه های محله ی قدیم زردشتیان ، معروف به "محله ی گبری " در زمین های کشاورزی بود . در این محل تنها یک باغ معروف به باغچه ی " بداق آباد " با دیوار های بلند و دو دستگاه ساختمان وجود داشت که مراسم سده سوزی روبروی در ِ این باغ ، در زمین های کشاورزی برگزار می گردید ، مالکان از اینکه سده سوزی روی زمین های کشاورزی آنان انجام می گرفت ، استقبال می کردند ، زیرا نه تنها آن را زیان آور نمی دانستند ، بلکه خاکستر ی را که از آن بجا می ماند ، برای کشاورزی مفید می شمردند . امروزه " باغچه ی بداق آباد " و زمین های کشاورزی اطراف آن به خانه و دکان تبدیل شده و تنها قطعه زمین بزرگی باقی مانده که برای سده سوزی از آن استفاده می شود . خیابان کنار این زمین نیز به خیابان نام دارد .
سده سوزی در کرمان غروب روز دهم بهمن ماه برگزار می شود اما کرمانی ها از چند روز قبل در تدارک آن هستند . از اول بهمن عموم باغداران و مالکان – هر یک به قدر همت و به نسبت ثروت خود – چند بار هیزم را که از بیابان ها و کوهپایه های اطراف فراهم شده ، به محل جشن می آورند . دست فروشان نیز تا روز نهم بهمن محل گستردن بساط خود را معین می کنند .
پیش تر ها که سده سوزی در فضای باز انجام می شد ، مردم از بعد از ظهر بلند در اطراف محل افروختن آتش به صورت گروهی فرش می انداختند و تا فرارسیدن ساعت موعود خود را با گفتگو و دیدار یکدیگر و نوشیدن چای و خوردن آجیل سرگرم می کردند ، اما این روز ها فقط چند ساعت پیش از سده سوزی ، در خیابان سده اجتماع می کنند .
روز دهم بهمن ماه چهره ی شهر عوض می شود . مغازه ها زودتر بسته می شود . چند ساعت قبل از افروختن آتش زنان زردشتی در آشپز خانه ی بزرگ باغ " بداق آباد " آش و سیرو (3) می پزند . گرد همایی خانواده ها در ایوان باغ و خوردن آش و سیرو و آجیل بخشی از مراسم جشن است . فروشندگان دوره گرد در کنار میوه و آشامیدنی در بساط خود ، حتما ً باید آجیل ( تخمه ، پسته ، مغز بادام و فندق) را هم داشته باشند .
افزون بر مردم شهر ، مردم دیگر هم از حومه و شهر های نزدیک برای شرکت در سده سوزی می آیند . برزگران هنگام شرکت در مراسم حتا اگریک شاخه هیزم هم شده برای خرمن سده می آورند تا با رضای خاطر مشتی از خاکستر سده را به همراه ببرند و برای شگون و برکت در کشتزار خود بپاشند . ( در سده سوزی سال 1362 روزنامه ها و دیگر رسانه های گروهی شمار شرکت کنندگان جشن را بیش از ده هزار نفر اعلام نمود ) .
سده خرمن بزرگی است به قطر 14 متر و به بلندی 5 تا 6 متر که در جلوی در ِ باغ بداق آباد از قبل آماده شده .
نزدیک غروب دو موبد لاله به دست با لباس سفید ، که پوشاک رسمی روحانیان زردشتی به هنگام اجرای آیین های دینی است – ظاهر می شوند . زمزمه کنان به خرمن سده نزدیک می گردند و از سمت راست سه بار گرد آن می گردند سپس این خرمن هیزم را با شعله ی لاله ها – که روشنی آنها از آتشی است که از آتشکده آورده شده – از چهار سو آتش می زنند . شعله های آتش ، فروزان و سر کش به آسمان کشیده می شود و همراه آن هلهله و شادمانی مردم در فضا می پیچد و همه جا سر شار از شور و هیجان می گردد ..
پس از ساعت ها که شعله ها فرو کش می کند ، مردم بویژه جوان تر ها از روی بوته های آتش می پرند . در قدیم اسب سواران زودتر از مردم خود را به آب و آتش می زدند و هنر نمایی می کردند .
در آخرین ساعت پایانی جشن که آتش به خاکستر می نشیند ، مردم پس از گذراندن یک بعد از ظهر شور انگیز و درخشان به خانه های خود باز می گردند . رسم است که کشاورزان مقداری از خاکستر سده را به نشانه ی پایان گرفتن سرمای زمستان به کشتزارهای خود می برند و می گویند که در این شب ستاره ی گرما به زمین درود می فرستد
برچسبها: جشن سده, دهم بهمن
برچسبها: مرکز فناوری اقبال, پارک علم و فناوری, نمونه موفق حفظ و احیا
محمد حسين پاپلي يزدي استاد برجسته دانشگاه تربيت مدرس تهران و نويسنده كتاب مشهور شازده حمام در نامهاي خطاب به مسئولان استان خواستار جلوگيري از ساخت و ساز حريم آثار باستاني يزد و دخمه زرتشتيان شد و عنوان داشت: اگرساخت و سازها در حريم دخمه متوقف نشود اعتراض صدها تن از شخصيتهاي حقيقي و حقوقي، سازمان يونسكو و سازمانهاي حامي ميراث فرهنگي را به همراه خواهد داشت.

وي در نامهاي خطاب به استاندار يزد در خصوص ساخت سازه بتوني منبع آب يزد در كنار دخمه زرتشتيان كه در حال ساخت است نوشت: دخمه زرتشتيان يك اثر تاريخي بسيار گرانبهاست، اين اثر علاوه بر ارزش فرهنگي و باستاني آن ساليانه هزاران گردشگر ايراني و خارجي را به خود جلب ميكند.
موجب كمال تأسف است كه مهندسين مشاور ما توجه به مسائل زيست محيطي و ميراث فرهنگي ندارند. شركت محترم آب و فاضلاب يزد بايد قبل ازشروع ساخت و ساز از ميراث فرهنگي يزد مجوزهاي لازم را ميگرفت. در هر صورت ضرر را از هر كجا كه بگيرند منفعت است.
وي در نامه خود افزود: اينجانب به عنوان يك استاد بازنشسته دانشگاه كه به سهم خود پاسدار ميراث فرهنگي كشور از هر نوعش هستم از حضرتعالي تقاضا دارم دستور توقف فوري ساخت و ساز را صادر فرماييد. مستدعي است دستور فرمايند شركت مشاور مربوط پاسخگوي اين مكان گزيني نامناسب باشد. انتظار است شركت آبفاي يزد هم خود راساً اقدام به تخريب سازه ساخته شده بنمايد.
پاپلي يزدي هشدار داد: اگر اين سازه ساخته شود و بالا رود صداي اعتراض صدها هزار شخص حقيقي و حقوقي از سراسر جهان، از يونسكو وNGO هاي طرفدار ميراث فرهنگي گرفته تا امثال بنده حقير را به همراه خواهند داشت. بسياري از شهرها و كشورها با يك ساختمان كوچك ميراث فرهنگي جلب گردشگر و توريست ميكنند معلوم نيست مشاورين ما با آثار باستاني ما چه مي خواهند بكنند مستدعي است دستور فرمايند نتيجه اقدام از طريق رسانهها به اطلاع عموم برسد.
کمتر روزی است که خبر از تخریب نباشد. روزی نادانی دستور میدهد که درخت چندصد سالهای را ببرند و روز دیگر، در پناه «جادهسازی»، جنگلها را میتراشند و روز دیگر سفارت شیر پشم ریختهی استعمار، درختان باغ قلهک را ریشهکن میکند و...
همهی اینها در حالی انجام میشود که هیچکدام از انجامدهندگان این ویرانگریها به مجازات نمیرسند. از اینرو، بسیاری به این باور رسیدهاند که این کار، کار خوبی است و لازم است که نشان ویژهای برای آن طراحی شود و پس از تعیین بزرگ تخریبکنندهی سال، درمیان جشن و هلهله و کف و سوت، سینهی ستبر او را مزین کند.

بسیاری از این تخریبکنندگان، عنوان شهردار (یا معاون و کارمند و...)، گاهی فرماندار و بخشدار و یا دیگر مقامها را به یدک میکشند که با شنیدن این عنوانها و عملی که آنان انجام میدهند، دیگر برای کسی جای دودلی باقی نمیماند که این کار، به راستی درخور تقدیر و «نشان» است.
در روزنامه (همشهری – 28/8/90 – رویه 18) خواندم:
خانه تاریخی «شمس» در روستای اسفندآباد در نزدیکی ابرکوه یزد چند روز پیش به دستور بخشدار این منطقه توسط لودر با خاک یکسان شد. خانه شمس متعلق به «حاج میرزا حسن شمس» از بزرگان روستای اسفندآباد بود.
این بنای خشتی جزو ساختمانهای تقریبا اعیانی در روستای اسفندآباد محسوب میشد و مالک شخصی داشت. قدمت خانه تاریخی شمس به دوران قاجاریه میرسید و در ساخت بنایش ویژگیهای معماری قاجاری دیده میشد. خانه شمس 3سال پیش در تاریخ 27 اسفند 1387 با شماره ثبت 26356 بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده بود اما ثبتملی این بنای تاریخی نیز به فریاد آن نرسید.
بههمین خاطر خبرنگار همشهری، به سراغ حجت محمدی، بخشدار بهمن رفت تا علل تخریب این بنا را جویا شود. حجت محمدی گفت: رسانهها نباید در اینباره مانور دهند. وی اضافه کرد: توصیه میکنم این موضوع رسانهای نشود.
محمود شمس، دهیار روستای اسفندآباد نیز در این باره گفت: صاحب ملک در جریان تخریب بوده است و همچنین شعبه تامین استان نیز اجازه این تخریب را صادر کرده بود. وی افزود: 95درصد ساکنان این روستا با تخریب این بنا موافق بودند زیرا در مسیر عبور و مرور شهروندان این روستا قرار داشت.
علاوه بر این، معاون میراث فرهنگی و گردشگری استان یزد نیز در اینباره گفت: این ادارهکل در حال پیگیری تخریب خانه تاریخی شمس در روستای اسفندآباد شهرستان ابرکوه و عاملان این تخریب است که بدون اطلاع مالک و توسط مردم بومی این روستا انجام شده است. نیکزاد افزود: اگر مشخص شود که برخی افراد مانند بخشدار روستا، این خانه را تخریب کردهاند، قطعا براساس قانون، این قضیه پیگیری میشود.
خواندنی: پیشنهاد میشود، برای تشویق مردم و مقامات به تخریب بیشتر، جایزهی تخریب امسال به جناب آقای حجت محمدی بخشدار محترم روستای اسفندآباد، اعطا شود تا با تشویق همگان در چند ماه مانده به پایان سال، شاهد تخریبهای بیشتر و بیشتر باشیم.
برگرفته از ماهنامه خواندنی شماره 69، رويه 38
در حالي كه ساختمان دانشگاه يزد، دكل هاي شركت برق، ايجاد پمپ گاز CNG و ويراژ موتورسواران يزدي روي سراشيبي دخمه تاريخي يزد، تهديدي براي اين اثر ملي تاريخي به شمار مي رفت، حالابا ورود شركت آب و فاضلاب استان يزد و ساخت و سازهاي اين شركت در حريم دخمه زرتشتيان، اين اثر تاريخي در معرض تهديد بيشتر و جدي تري قرار گرفته است.

دخمه باستاني يزد مربوط به دوره ساسانيان است و در اسفند ۱۳۸۳ به عنوان يكي از آثار ملي ايران به ثبت رسيد؛ اما حالاحدود 100 تا 200 هكتار از وسعت 1800 هكتاري آن مورد تهديد جدي قرار گرفته است؛ امري كه نگراني و اعتراض زرتشتيان منطقه را در پي داشت تا جايي كه گروهي از زرتشتيان محله نرسي آباد در يزد، مراسم گهن باري را به نشانه اعتراض و در گستره دخمه يزد برگزار كردند. اين آيين سنتي به اين اميد برگزار شد كه ساخت و سازهاي غيرمجاز در حريم دخمه يزد به پايان برسد.يكي از اعضاي اصلي انجمن زرتشتيان يزد در اين مراسم اظهار مي كند: ساخت و ساز سازمان آب و فاضلاب يزد در زمين سنددار دخمه و آرامگاه يزد كه توليت آن با انجمن زرتشتيان يزد است، ادامه داشته و موجبات نگراني ما را فراهم كرده است.به گفته پروين فرخاني، انجمن، وكيل گرفته و پيگير موضوع است؛ اما سازمان آب و فاضلاب همچنان در حال ساخت مخزن و بتن ريزي است.وي در عين حال از قول شركت آب و فاضلاب يزد، فرمانداري يزد و استانداري يزد خبر داده و مي گويد: مسوولان گفته اند كه از ساخت و ساز بيشتر در اين گستره جلوگيري خواهد شد.فرخاني با بيان اين كه اين موضوع از طرف آقاي كوروش نيكنام، نماينده زرتشتيان در مجلس نيز در حال پيگيري است، مي افزايد: ما اميدواريم اين پيگيري ها نتايج مثبتي در پي داشته باشد.هادي غفاري، وكيل پرونده انجمن زرتشتيان يزد نيز با بيان اين كه ساخت و ساز منبع بتني در عرصه دخمه هاي يزد منجر به طرح شكايت از سوي انجمن زرتشتيان شده است، مي گويد: البته با پيگيري اين پرونده و مذاكراتي كه تاكنون صورت گرفته، قرار شد كه اين مساله را به صورت مسالمت آميز حل كنيم.
شهرداري يزد زمين را واگذار كرد
اين گفته ها در حالي مطرح مي شود كه شركت آب و فاضلاب در پاسخ به پيگيري هاي انجام شده، ادعا كرد، شهرداري يزد، اين زمين را به آنها واگذار كرده است. اين در حالي است كه سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان يزد مدعي است كه شركت آب و فاضلاب بدون استعلام وارد اين قضيه شده و با وجود درخواست هاي مكرر اين سازمان مبني بر توقف كار، به ساخت و ساز خود ادامه مي دهد.
مديركل ميراث فرهنگي و گردشگري استان يزد در اين باره به خبرنگار جام جم مي گويد: اين سازمان، اقدام شركت آب و فاضلاب را تعرض به حريم تاريخي ثبت شده دانسته و مي داند.بهرام رضايي مي افزايد: اما پيگيري سازمان ميراث فرهنگي يزد به عنوان سازمان متولي آثار تاريخي و باستاني تاكنون در اين زمينه اثربخش نبوده است.
كار ما غيرقانوني نيست
در همين حال، مديركل شركت آب و فاضلاب استان يزد با اشاره به اين كه انجمن زرتشتيان خود اجازه ساخت و ساز را به اين شركت داده است، مي گويد: ما همه كار ها را طبق قانون پيش برده و حتي جزييات همه كارها را با اطلاع انجمن زرتشتيان انجام داده ايم.علي اسلامي در گفت وگو با «جام جم» اظهار مي دارد: زميني كه شركت آب و فاضلاب در آن ساخت و ساز انجام داده، متعلق به اين شركت است.وي در عين حال با تاكيد بر اين نكته كه شركت آب و فاضلاب تاكنون حتي يك سانتي متر به دخمه تاريخي يزد تعرض نكرده است و زميني كه در حال حاضر در دست ساخت دارد، متعلق به خود شركت است، تصريح مي كند: ساخت مخازن بتني در اين منطقه براي شهر يزد حياتي است و ما اميدواريم با ساخت اين منابع بتوانيم مشكلات شهر يزد را در اين خصوص كاهش دهيم.اسلامي مي افزايد: همشهريان زرتشتي بايد در جريان باشند كه 2500 مترمربع زميني كه اين فعاليت دارد در آن صورت مي گيرد براي ساخت منبع بتني نيست؛ بلكه به عنوان حريم مخزن در نظر گرفته شده است.وي با بيان اين كه به هر حال ما كار غيرقانوني و تصرفي انجام نداده ايم، تاكيد مي كند تمام مستندات نشان مي دهد كه تمامي كارهاي شركت آب و فاضلاب در اين محدوده با توافق و اجازه انجمن زرتشتيان بوده است.البته پيگيري هاي خبرنگار جام جم حاكي از اين است كه ساخت و سازهاي شركت آب و فاضلاب در محدوده تاريخي دخمه يزد در كميسيون فني سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان يزد مطرح شده و اين كميسيون قرار است بزودي نظر خود را درباره اين ساخت و سازها اعلام كند.
تاريخچه دخمه باستاني يزد
دخمه باستاني يزد از جاذبه هاي ارزشمند و تاريخي است كه در انتهاي جنوبي شهر يزد در حوالي منطقه صفاييه در بالاي تپه اي نسبتا مرتفع قرار دارد. دخمه ها فضاهاي ديدني و البته پررمز و رازي هستند كه حكايت دفن مردگان در آيين زرتشت را به تصوير مي كشند.دخمه زرتشتيان در واقع همان گورستان زرتشتيان است كه علاوه بر قبرستان معمولي داراي فضاهايي است كه آداب و رسوم دفن مردگان اين كيش و آيين را در سينه خود جاي داده است. زرتشتيان از ديرباز تا حدود 40 سال پيش، اموات خود را طبق اصول، فرهنگ و آداب و سنن مذهبي خود و طي انجام مراسم ويژه در اين دخمه ها قرار مي دادند تا طعمه كركس هاي كوه هاي اطراف شوند.اين دخمه ها بخش هاي مختلفي داشتند كه نوار دايره انتهايي متصل به ديوار پيرامون دخمه، مخصوص مردها، نوار دايره مياني بعد از قسمت مردها مخصوص زن ها و نوار دايره داخلي بعد از زن ها مخصوص كودكان بوده است.در مركز دايره نيز چاه استودان يعني استخوان دان است كه سنگ متحركي به نام ارويس در ته آن چاه وجود دارد كه وقتي اجساد به وسيله مرغان لاشه خور از گوشت و پوست تهي شده و تحت تاثير آفتاب كاملاخشك مي شدند، استخوان ها را در آن چاه مي ريختند تا تبديل به خاك شود.دخمه ها درواقع گورستان هايي بودند كه چندين بار از آنها استفاده مي شد؛ چراكه پس از مدتي و طي مراسمي خاص، محوطه داخل دخمه جارو و ضدعفوني مي شد و بار ديگر دخمه مذكور مورد استفاده قرار مي گرفت.2 دخمه در بالاي تپه صفاييه به شكل 2 عمارت سنگي مدور برج مانند با فضاي ميان تهي وجود دارد كه دخمه قديمي تر با قطر 15 متر هانجكي هاتريا (زرتشتي هندي الاصل) نام دارد و دخمه جديدتر هم كه مربوط به دوره قاجاريه است، با قطر 25 و ارتفاع 6 متر به گلستان معروف است.
پس از اين كه «مانكجي ليمجي هاتريا» معروف به «مانكجي صاحب» به عنوان نماينده انجمن بهبودسازي وضعيت زرتشتيان در ايران حدود 140 سال قبل و از طرف پارسيان بمبئي براي بهبود وضع اجتماعي و ديني زرتشتيان به ايران آمد، بعضي از اين دخمه ها تعمير و نوسازي و دخمه هاي جديدتري هم ساخته شدند كه مدتي مورد استفاده قرار داشتند.
عده ای از فرهنگ دوستان یزد به همراه تعدادی از دوستان استاد ایرج افشار مدتی است که پیگیر مقدمات برپایی همایشی با عنوان یزدشناسی، در بزرگداشت استاد ایرج افشار در سالروز درگذشت این استاد برجسته ایران شناسی هستند.


این برنامه که قرار است به همت انجمن های غیردولتی و همراهی برخی از دستگاههای دولتی در نیمه های اسفندماه برگزار شود، قدم اول در راستای نشان دادن اهمیت دو موضوع مهم است: نخست استاد ایرج افشار و جایگاه او در فرهنگ و ادب ایران زمین و معرفی هرچه بیشتر این استاد نادره کار یزدی به همشهریانش و دوم، یادآوری ضرورت پرداختن به مباحث یزدشناسی و معرفی پیشنیه پربار و غنی فرهنگی و هویتی این دیار است.
داشته های پرباری که می تواند در این زمانه بی هویتی راهکار بسیاری از مسائل مختلف که امروزه گریبان جامعه را گرفته است، باشد.
قرار است در این برنامه تعدادی از اساتید برجسته یزدی حوزه های مختلف علمی، جنبه های مختلف یزدشناسی را از منظر تخصص خود مورد بررسی قرار دهند و در خلال مراسم نیز چند سخنرانی به معرفی افکار و آثار استاد افشار اختصاص داده شده است. از آنجا که هنوز تمام برنامه های این مراسم قطعیت نیافته، برگزارکنندگان آن ترجیح داده اند تا اطلاع رسانی این برنامه را قدم به قدم و به دور از برخی حاشیه ها انجام دهند و در آینده نزدیک برنامه های این همایش به تفصیل اعلام خواهد شد.
امیدواریم که مسولان استان و علاقمندان اعتلای فرهنگ و هویت یزد، دست در دست هم با برنامه ای پربار و مفید، داشته های یزد را آنچنان که شایسته است به علاقمندان معرفی نمایند؛ خاصه اینکه این برنامه قرار است در بزرگداشت یاد و نام استادی برگزار شود که فرهنگ یزد، قرن ها وامدار او خواهد بود.
منبع: یزد فردا
دبير كل كميسيون ملي يونسكو - تهران شهرت جهاني يزد را مديون قنات ها، قنوت و قناعت مردمان آن دانست.



به گزارش آريا، "محمدرضا سعيدآبادي" در چهارمين نشست شوراي حكام مركز بين المللي قنات و سازه هاي تاريخي آبي، مركز بين المللي قنات در استان يزد را به عنوان پخش كننده اطلاعات با ارزش در مورد قنات هاي جهان دانست.
وي با اشاره به نقش مهم و با اهميت مركز بين المللي قنات و سازه هاي تاريخي آبي در ايران، منطقه و جهان گفت: مهمترين نقش اين مركز، پخش، تحويل و توزيع اطلاعات با ارزش در مورد قنات ها است.
وي ظرفيت سازي در بخش قنات ها در ايران، منطقه و جهان را از ديگر نقش هاي اين مركز اعلام كرد و گفت: در هر نقطه از جهان زماني كه نياز به دانش و تخصص در زمينه قنات ها باشد، اين مركز مي تواند بسيار نقش آفرين باشد.
وي همچنين ايجاد شبكه ارتباطات بين مراكز مختلف و سازمان هاي تخصصي و گسترش ادبيات موجود در زمينه قنات و توليد كتاب و جزوه در اين بخش را از ديگر نقش هاي مهم مركز بين المللي قنات و سازه هاي تاريخي آبي دانست.
دبير كل كميسيون ملي يونسكو - تهران اين مركز را در همه بخش هاي علمي، فرهنگي و اجتماعي فعال دانست و گفت: ماموريت اين مركز چند وجهي است و بايد در اين سه زمينه در بخش هاي منطقه اي و بين المللي فعال باشد.
وي با بيان اينكه اين مركز با ميراث فرهنگي، اجتماعي و علوم طبيعي مرتبط است، گفت: ارتباط با اين مركز، همكاري بيشتر تمام اعضاي شوراي حكام را مي طلبد.
آیینۀ افکار، روزنامه ای است که در سا ل 1302 ش به مدیر مسئولی علی محمّد فخام السّلطا ن مستوفی و به صاحب امتیازی محمّد فرّخی یزدی در یک شماره در تهران منتشر شد.(برزین به اشتباه سال نشر آن را 1300 ش نوشته است ، ص283) ، صدر هاشمی ( ج 3/163) و به پیروی از او برخی فهرست ها ی مطبوعات ایران ( برزین،283 ) و زندگی نامه های فرّخی یزدی ( مکّی، مقدّمه، 47 وغیره) نام آن را به نادرست « طلیعۀ آیینه افکار» نهاده اند و بی گمان نام درست آن « آیینۀ افکار » است .زیراکه «طلیعه» عنوانی بوده است که تمامی نشریات ، پیش از چا پ شماره های رسمی و اصلی ، برخود می نهادند. چنانکه اکنون بدان « پیش شماره » می گویند. ( مسرت، پیشوای آزادی ، 521-523).
در دوره های پهلوی اوّل و دوم که مطبوعات پی درپی توقیف می شدند، بیشتر مدیران جراید ، امتیاز چند ین روز نامه را به نام خود و یا نزدیکان و هم فکران خود می گرفتند. تا به هنگام بسته شدن نشریه ، با استفاده از امتیاز دیگری به حیات سیاسی و اجتماعی خود ادامه دهند ، چنانکه فرّخی یزدی نیز امتیاز روزنامه های : طوفان ، ستاره شرق ، پیکار و همین آیینۀ افکار را در سال 1300ش برای همین منظور گرفته بود . (مسرّت ، پیشوای ، 522) و در دورۀ پهلوی دوم ، ( 1325 تا 1332ش ) عبّاس استادان صفّار در شهر یزد ، امتیاز روزنامه های رهبر یزد ، دمکرات شرق ، خلق پیروز ، کارگر یزد و غیره را در اختیار داشت . ( مسرّت ، یزد یادگار ، 528-525 ) .
آیینۀ افکار به هنگامی که شمارۀ 37 سال سوم روزنامۀ طوفان به علّت درج مقاله ای با عنوان « امنیّت چیست» در 3/9/1302 توقیف شده بود ، به جای آن روزنامه ، چاپ و منتشر شد . سر مقالۀ تنها شمارۀ این روزنامه با عنوان « حکومت فشار» به نام مستوفی و یقیناً به قلم و انشای فرّخی یزدی ، علیه کابینۀ سردار سپه بود که در آن به اقدامات غیر قانونی او در زمینۀ بستن روزنامه ها از جمله طوفان و نبودن آزادی های سیاسی و سرکوب آزادی خواهان شدیداً تاخته بود . ( مسرّت ، پیشوای ،522.ن نک،همان،220-223؛مکّی، مقدّمه ،47-51). بی درنگ پس از چاپ این شماره به دستور سردار سپه ، روزنامه برای همیشه توقیف شد و مدیر آن راهی زندان گردید ، هم چنین فرّخی را دستگیر نموده و به مدّت دو ماه به زندان سرباز خانۀ کرمان فرستادند.( مکّی ، مقدمه، 47) همو در دیباچۀ دیوان می نویسد که سید علی اکبر موسوی زاده یزدی ( مدیر روزنامۀ پیکار و همکار فرّخی یزدی ) نیز بر اثر نشر این مقاله به یزد تبعید شد. ( مکّی ، مقدمه،47) که نادرست است( مسرّت ، پیشوای، 523).
تنها شمارۀ موجود این روزنامه درمجموعه ای است که فرّخی یزدی به سید ابوالحسن حایری زاده ( نمایندۀ یزد در مجلس شورای ملّی ) و او به حسین مکّی داده و اکنون نزد ورثۀ اوست و فعلاً دسترسی بدان میسّر نیست.
درکتاب های زندگی نامۀ رجال معاصر ایران و تاریخ معاصر، شرحی دربارۀ فخام السّلطان مستوفی دیده نشد و حتّی در کتاب نسبتاً جامع « فهرست نام اشخاص دورۀ تاریخ جراید و مجلّات ایران» هیچ توضیحی نیامده و تنها به ذکر نام مندرج در امتیاز روزنامه بسنده کرده است . ( نک . بهشتی پور ، 152 ) .
در کتاب تاریخ جراید و مجلّات ایران( صدر هاشمی ،1/37) و راهنمای مطبوعات ایران( قاسمی، 1/61) مشخصّات هفته نامه ای با نام آیینۀ افکار به مدیریّت سید احمد خان ملقّب به شاعر آمده است که دو بار در سال های 1302 و1304 چاپ شده و ارتباطی با این نشریه ندارد.
مآخذ: برزین، مسعود، شناسنامۀ مطبوعات ایران ، تهران ، 1371؛ بهشتی پور ، مهدی ، فهرست نام اشخاص در تاریخ جراید و مجلّات ایران ، تهران ، 1376؛ صدرهاشمی، محمّد ، تاریخ جراید ومجلّات ایران ، اصفهان ، 1363؛ فرّخی یزدی ، محمّد، دیوان فرّخی یزدی ، به کوشش حسین مکّی ، تهران ، 1369؛ قاسمی، فرید ، راهنمای مطبوعات ایران ، تهران، 1372؛ مسرّت ، حسین ، پیشوای آزادی ، تهران ، 1384؛ همو ، یزد یادگار تاریخ، یزد، 1376.
یادداشتی از آقای حسین مسرت
در اسناد و منابع تاریخی گفته شده که کردها هزاران سال است با دیگر تیرههای ایرانی در تمدن و فرهنگی یگانه نشو و نما یافتهاند؛ تمدنی که خود نیز در شکلگیریاش نقش داشتهاند. هر چند میان بخشی از سرزمین این تیرهی ایرانی با دیگر بخشهای ایرانزمین، دستکم از هنگام قدرتگیری عثمانیها بر آناتولی، دیوار جدایی گذاشته شده است اما آنان هیچگاه پیوندهای فرهنگیشان را با ایران و ایرانیان نگسستهاند.

چندی پیش، گروهی از این همخانمانان، در پی یورش جنگندههای ارتش ترکیه، هدف بمباران قرار گرفته و کشته شدند. هر چند چنین وضعیتی برای کردها پیشینه دارد و دستکم در تاریخ معاصر نمونههای بسیاری را میشود در امپراتوری عثمانی، دولتهای ملیگرای ترکیه و دولت بعث عراق گواه گرفت اما امید میرفت پس از سقوط صدامحسین ـ که بانی فجایع انسانی بزرگی چون رویداد حلبچه بود ـ و تلاش دولتهای ترکیه برای پیوستن به اروپا این روند متوقف شود.
ما امضاکنندگان بیانیهی زیر، ضمن اعتراض به هر گونه حرکت مسلحانه ـ بهویژه فعالیت گروه کوچک مشکوکی که اسلحهاش را به سوی ایران نشانه گرفته و باعث شده تا از حساسیت جامعهی مدنی و روشنفکران ایرانی نسبت به مشکلات این همتباران کاسته شود ـ این عمل غیرانسانی را محکوم کرده و، ضمن اظهار همدردی با بازماندگان این حادثه، هر دو سو را به حل مسالمتآمیز مسأله از راه گفتوگو دعوت میکنیم، هر چند به نظر میرسد در گام نخست، رفع تبعیضهای ساختاری و سیاستهای نهادینهی نفی موجودیت اقلیتهای قومی در کشور ترکیه گامی کارساز باشد.
همچنین فعالان حقوق بشری جامعهی بینالمللی و رسانهها، بهویژه رسانههای ایرانی، را به توجه بیشتر به این موضوع دعوت میکنیم.
امضاکنندگان (گروهی از فعالان فرهنگی / روزنامهنگاران / دوستداران تاریخ و فرهنگ ایران):
محمد آقاعلیخانی، حسين آقاعلیخانی، شهرام اباذری، آزاده احسانی، آرزو احسانی، ارمغان احسانی، ندا احمدی لفورکی، ساناز افتخارزاده، علیرضا افشاری، هومن اسکندری، نوذر اسمعیلی، حمید اماناللهی، مینا بابایی، علیرضا بوستانی، روزبه پارساپور، فرزاد پورمرادي، پیمان حریقی، فریدون حسینی، نوروز رجبی، مسعود رضايي، علی رستمی، کوروش زعیم، زاگرس زند، ناهید زندی، حیدر زندی، داوود دشتبانی، ویدا دهقانیان، شاهين سپنتا، امیر شیخالاسلامی، مهدي شمسايي، امین طباطبایی، عليرضا صادقياميري، علیرضا صادقی، اتابک صادقی، مجتبي عاليخاني، کامیار عابدی، ابراهیم عبداللهزاده، عقاب علیاحمدی، علی علیبابایی، سجاد علیبیگی، محسن قاسمیشاد، علی قادری، سوگل قائمی، محمدرضا قدری، حامد کاظمزاده، حجت کلاشی، مجتبی گهستونی، الهه معروضی، یاسر موحدفرد، میثم موحدفرد، معتصم مسلم، مهرنوش نجفیراغب، مسعود نوریپیام، علیرضا هادیان، علی هنری، حمیدرضا ولیپور.
«بهرام رضايي» در گفتوگو با ميراثآريا(chtn) با بيان اين مطلب اظهار داشت: بيترديد آنچه ثبت جهاني بافت تاريخي يزد را بينظير و منحصر به فرد خواهد کرد، پويايي و زنده بودن نظام و روحيه اجتماعي اين بخش و البته وسعت و گستردگي بافت است.

وي تصريح کرد: فعاليتهاي اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي در بافت تاريخي شهر يزد مبين زنده بودن و حيات اجتماعي اين محوطه است.
اين مقام مسوول ادامه داد: در واقع برخلاف شهرهايي نظير «ونيز» که ظاهري زنده دارند، بافت تاريخي يزد مجموعهاي پويا و در حال رشد است که اهالي آن با پايبندي به سنتها و ارزشهاي گذشتگان روزگار را ميگذرانند.
به گزارش ميراث آريا رضايي به نقش سازمانها و نهادهاي مختلف در تسريع برنامههاي ثبت جهاني بافت تاريخي يزد اشاره کرد و گفت: پرونده و اسناد اين بافت بيبديل در حال آماده شدن و ترجمه است، ولي در عين حال مسوولان ساير نهادها نظير مسکن و شهرسازي، شهرداري، استانداري، فرمانداري، NGOها، تکايا و مساجد و در راس آنها خود مردم شهر يزد بايد با مشارکت در تحقق اين پروژه ملي سهيم باشند.
وي افزود: خانهها سلولهاي بافت تاريخي هستند که بيشتر آنها مالکيت خصوصي دارند به همين خاطر براي ثبت جهاني 150 هکتار بافت بايد تمامي مردم با احساس وظيفه ميراث فرهنگي را حمايت کرده و خود را کنار نکشند.
کمچه زدن (به هم زدن آش در حال پخت) یکی از اموری است که برای آن بایستی در صف ایستاد و هر کس برای مدتی محدود می تواند این کار را انجام دهد و معمولا کمچه زن در موقع به کمچه زدن با خدای خود درددل کرده و حوائج خود را از دل می گذراند و خیلی ها برای اینکار نذر می کنند و هرساله خود را از نقاط مختلف جهان به یزد می رسانند که نذر خود را ادا نمایند .
و معمولا از صبح روز قبل کارهای تدارکات آن آغاز و با یک سب زنده داری کامل آش آماده خوردن می شود که اکثر مردم در ساعات اولیه روز ساعت 4 بامداد خود را به محل پخت می رسانند تا مقداری از این آش را جهت تبرک دریافت نمایند .
معمولا صف هایی برای دریافت این آش تشکیل و مردم نیز با ظروفی که در دست دارند منتظر ظرف کردن آن می مانند.
آش پزی در محله فهادان یزد و آن هم در لرد یوزداران جنب آب انبار زیبای موجود در محوطه و کنار زورخانه از جذابیت ویژه ای برخوردار است که به همت جوانان محله فهادان یزد هرساله برگزار می شود .
با توجه به وجود زندان اسکندر در محله فهادان و حضور توریست های مختلف از سراسر جهان هر ساله شاهد حضور گردشگران در این مراسم هستیم که تورگردانان اقدام به توضیح در رابطه با آن می شوند و گردشگران که مجذوب این مراسم معنوی شده اند با دوربین های خود مشغول به ثبت این واقعه زیبا می شوند.
بعضا هم شاهد حضور گردشگران در مراسم می باشیم که اقدام به کمک می کنند و به حرکت عزاداران احترام می گذارند .
امسال هم گروه بزرگی از توریست های چینی میهمان ویژه این مراسم بودن که با شگفتی و شعف بسیاری نظاره گر این اقدام معنوی یزدی ها بودند .
و اگر متولیان امر در صدد تقویت این گونه حرکت ها در مسیر گردشگران باشند قطعا جاذبه اینگونه حرکات معنوی در جذب توریست ها و گردشگران به استان و همچنین ترویج فرهنگ علوی کمک شایانی خواهد نمود .
منبع: یزد قردا- عکاس مجید دهقانی زاده






سازمان يونسکو در همکاري مشترکي با شرکت پاناسونيک، اقدام به طراحي و انتشار تقويم اينترنتي سال 2012 با موضوع ميراث جهاني کرد.

اين تقويم به 5 زبان زنده دنيا و به مناسبت چهلمين سالگرد تصويب معاهده ميراث جهاني منتشر شده و پيشبيني ميشود با استقبال پرشورتري نسبت به نسخه سال گذشته آن روبهرو شود.
به گفته طراحان اين تقويم هدف اصلي از طراحي آن افزايش سطح آگاهي جوانان نسبت به ميراث جهاني موجود و آموزش دادن به آنها بوده است و علاوه بر آن در آيندهاي نزديک محتويات بيشتري نيز به اين سامانه افزوده خواهد شد.
علاوه بر نمايش تصاويري از 12 منطقه ثبت شده در فهرست ميراث جهاني، اطلاعاتي نيز در مورد هر يک از اماکن به زبانهاي انگليسي، ژاپني، فرانسوي، چيني و اسپانيايي در زير تصاوير درج شده است.
يک بازي مخصوص نيز در اين نرمافزار قرار دارد که کاربران ميتوانند در آن مناطق ميراث جهاني را به صورت مجازي در مکانهاي مربوط به خود روي يک نقشه جهاني قرار دهند.
علاقهمندان ميتوانند تقويم را از سايت زير به صورت رايگان دريافت کنند.: http://panasonic.net/UNESCO_worldheritage_calendar/2012/en/index.html
منبع: میراث آریا
معاون ميراث فرهنگي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري کشور گفت: تشکلهاي مردم نهاد بايد بازوي پر توان ميراث فرهنگي در کنوانسيونهاي بينالمللي باشند.
«مسعود علويانصدر» با بيان اين مطلب اظهار داشت: با توجه به گسترش نقش تشکلهاي مردم نهاد و همچنين وجود ظرفيتهاي متنوع در برخي از (NGO)ها بايد مجموعههاي غيردولتي تا حدي توانمند و متخصص شوند که در کنوانسيونهاي بينالمللي به عنوان بازوي پر توان سازمان ميراث فرهنگي حضور پيدا کنند.

وي تصريح کرد: تشکلهاي مردم نهاد بايد منافع ملي را اولويت قرار داده و در کنار سازمان ميراث فرهنگي به حفظ و احياي آثار تاريخي، معنوي و طبيعي بپردازند.
اين مقام مسوول ادامه داد: به منظور تحقق اين مهم، ستاد و دبيرخانه دائمي تشکلهاي غيردولتي حامي ميراث فرهنگي در معاونت ميراث فرهنگي سازمان تشکيل شد تا در جهت ساماندهي و رسيدن به اين مهم اقدامات اجرايي صورت پذيرد.
علويانصدر گفت: با تشکيل دبيرخانه دائمي تشکلهاي غيردولتي، سازمان ميراث فرهنگي از توانمنديها و ظرفيتهاي اين مجموعههاي ارزشمند برخوردار خواهد شد.
منبع:میراث آریا
از صحنه های جذاب و دیدنی در چهارمین همایش ثبت آثار عزم جدی استاندار – مدیران شهری و مسئولین استان گلستان و شهر گنبد کاووس بود که چگونه نظر به ضرورت و ارزش گذاری ثبت ملی و جهانی برج قابوس در شهر گنبد کابوس با عزم دیدنی و باور نکردنی که گزارش آن بزودی منتشر خواهد شد این اثر را به فهرست آثار ملی کشور افزودند.
این که چگونه چند هکتار اراضی که ساخت و سازی های گوناگون نهادهای دولتی و مردمی و حتی جدید در آن شده است با عزم جدی استاندار و مسئولین استان و شهر با رعایت قوانین و موارد مهم قابل لحاظ آزاد سازی و تعیین حریم می شود .
اما در حاشیه نشست چهارمین همایش ثبت آثار فرصتی حاصل شد نمایندگان انجمنهای دوستدار میراث فرهنگی کشور جلسه ای با آقای علویان صدر معاون میراث فرهنگی کشور داشته باشند.

در قسمت نخست این جلسه آقای علویان صدر به نکات ذیل اشاره نمود:
1. در حوزه میراث فرهنگی باید سازمانهای مردم نهاد متخصص تربیت شوند.
2. تفکر میراثی باید در تمام کشور و بین آحاد مردم نهادینه شود.
3. باید مفهوم واقعی میراث در زندگی روزمره تجلی یابد
4. انجمنها میتوانند در بحث توانمندسازی جوامع محلی رابط میراث فرهنگی با مردم باشند.
5. باید به شیوهای حرکت کنیم که میراث فرهنگی کشورمان را به دنیا بشناسانیم.
6. ثبت آثار فرهنگی ایران در یونسکو باعث افتخار ملی میشود.
7. باید هر چه سریعتر تشکلها هم در بحث ثبت آثار چه در زمینه ملی چه بین المللی وارد شوند.
8. آرزوی من این است که انجمنهای ایران به عنوان بازوی فنی و تخصصی در مجامع جهانی در کنار ما باشند.
در این نشست صمیمی و دو ساعته بخشی از زمان که به بیان دغدغه ها فعالان و نمایندگان انجمنهای میراث فرهنگی پرداخته شد .
علیرضا صادقی مدیر و نماینده انجمن دوستداران و حافظان خشت خام در فرصت کوتاهی که در اختیار داشت خطاب به معاون میراث فرهنگی کشور بیان داشت: خواسته و آرزوئی که می خواهم بیان کنم نه خواست شخصی و نه خواست دوستان حاضر در جلسه و دوستداران میراث فرهنگی کشور بلکه یک دغدغه جهانی ایرانیان می باشد.
باید بگویم آرزوی جهانی شدن بافت تاریخی یزد دارد تبدیل به آرزوی کهنه و قدیمی می شود و شاید کهنه شدن آن بعد از ثبت آثار جهانی در همه این سالها باعث فراموشی آن شده باشد.
ایشان افزود: بافت ارزشمند و نمونه ملی و تاریخی یزد به همت بی توجهی مسئولین استان و کشور از زیر زمین و آسمان و اگر به دریا هم متصل بود از دریا هم در تعرض قرار می گرفت و آیا بهتر آن نیست که شاهد عزم جدی میراث فرهنگی کشور برای الویت جهانی شدن بافت تاریخی یزد باشیم؟
علیرضا صادقی اضافه نمود: هرگز این انتظار را نداشتیم که محدودیتها مدیریت میراث فرهنگی استان یزد را به سمتی ببرد تا ثبت ملی یک اثر تاریخی در ابرکوه یزد (خانه شمس) توسط همکاران استانی و دفتر ثبت آثار معاونت حفظ و احیا را زیر سوال ببرد و فاقد ارزش ثبتی اعلام نماید و سیاست و حاشیه های غیر فرهنگی سایه سنگین بر هویت و اصالتهای تاریخی مردم یک سرزمین بیاندازد.
علویان صدر بیان داشت: مصاحبه مدیر میراث فرهنگی استان یزد صد درصد اشتباه و تذکر لازم به ایشان داده شده است همچنین در حالی که رئیس جمهور در نشست با استانداران بر حفاظت و صیانت از آثار و بناهای تاریخی تاکید نموده است در خصوص استاندار یزد و توجه و عملکرد ایشان در حوزه میراث فرهنگی گزارش تنظیم و ارسال و در حال پیگری می باشد.
معاونت میراث فرهنگی کشور بیان داشت: همه اظهار نظر ها و رفتارهای ضد و نقیض مسئولین استان و مدیران شهر تاریخی یزد در خصوص بافت تاریخی آن توسط کارشناسان یونسکو رصد می شود و سخنان ضد و نقیض و رفتارهای متناقض ما را در ثبت جهانی بافت تاریخی یزد با همه ارزشهائی که بر آن واقفیم مردد نموده است .
و باید در پایان اضافه کنم: این پرسش مهم و قدیمی را دوباره تکرار کنیم زمانی خواهد رسید استاندار محترم یزد و مسئولین استان و مدیران شهر یزد با تکیه بر ارزشهای بافت تاریخی و کاستن مشکلات گوناگون آن به یک برنامه مشخص و جامع و مدیریت واحد و همدل در بافت تاریخی یزد برسند؟ و مثل مسئولین استان گلستان و شهر گنبد کاووس مشکلات جهانی شدن یزد را به سمت صحیح هدایت نمایند یا باید مصاحبه افراد ناتوان در حل مشکلات را دوباره مطالعه کنیم که به فکر فقط حذف صورت مسئله هستند.
گزارش از: علیرضا صادقی
---------------------------------------------------------------------------------------------------------- گام رو به جلو میراث فرهنگی کشور برای کاستن فاصله بی اعتمادی نسبت به انجمنهای دوستدار میراث فرهنگی کشور را کم خواهد نمود .
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نوشته ای از: علیرضا صادقی
در حالی که به اعتقاد من سازمان میراث فرهنگی – صنایع دستی و گردشگری کشور و اداره های کل آن از جمله نهادهای هستند که نیازمند تعامل و همکاری انجمنهای مردمی جهت صیانت و دفاع از میراث فرهنگی- دیده بانی مشکلات و نارسائیها- فرهنگسازی و مشارکت مسئولانه مردم و مسئولین در حفظ- احیا و حیات میراث فرهنگی و ارائه راهکار و طرحهای پیشنهادی در حوزه میراث فرهنگی – صنایع دستی و گردشگری می باشند.
سالها در بخشهای کاملاً متغییر که هدف- کارکرد و فعالیت آن در حوزه انجمنهای دوستداران میراث فرهنگی نه مشخص بوده و دائم در تغییرات نفرات گوناگون بوده هرکس می آمده دنبال صرفاً گزارش سازی بوده اینبار باید جدی گرفت که اتفاق مهمی رخ داده است که باید به فال نیک گرفت.
بخش اداره کل ثبت آثار در معاونت حفظ و احیا میراث فرهنگی کشور این بار نه در شعار و در گام اجرای رو به جلو به مشارکت جدی و مسئولانه سازمانهای مردم نهاد در تهیه و تدوین پرونده های ثبتی اهمیت قائل شده نمایندگان انجمنها را در نشستها تخصصی شهر کرد و قشم محرم مباحث جدی خود دانسته است .

حضور و نقش آفرینی انجمنهای دوستدار میراث فرهنگی را در تهیه و تدوین پرونده ثبتی در حوزه میراث تاریخی – معنوی و طبیعی که موضوعی کاملاً تخصصی و حائز اهمیت می تواند زمینه ساز بروز خلاقیتها اعضا و توان علمی و تخصصی انجمنها دوستدار میراث فرهنگی را نشان بدهد هرچند پیمانکار شدن بر ماهیت غیر دولتی تاثیر گذار است ولی به نظر من می توان با حفظ شانیت غیر دولتی به عنوان حلقه واسط دولت و مردم به نقش آفرینی و تعامل سازنده و مناسب رسید.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
گزارش از: علیرضا صادقی
کارشناسان اداره کل میراث فرهنگی – صنایع دستی و گردشگری استان یزد در حالی که در روز نخست همایش شورای سیاست گذاری ثبت آثار فرصت ارائه پرونده های ثبتی را به دلیل عدم حضور مدیرکل و معاونت حفظ و احیا پیدا نکرده بودند .
اما باید به اعتماد به نفس کارشناسان این اداره کل در تهیه و تدوین مستند - کامل و بدون نقص پرونده های ثبتی که نشات گرفته از مدیریت صحیح- با دانش و تجربه اشاره نمود.
پرونده های ثبتی آثار استان یزد توسط مهندس ذات ا.. نیکزاد معاون حفظ و احیا میراث فرهنگی استان و از اعضای اصلی کمیته تخصصی ثبت آثار ارائه شد و در حالی که پرونده های استان خوزستان به عنوان مثال بواسطه عدم اشرافیت کارشناسان و توانمندی در ارائه با توضیحات آقای مجتبی گهستونی سخنگو انجمن تاریانا همراه می شد ولی در هنگام ارائه توسط استان یزد کاملاً این موضوع به شکل دیگر ارائه و نیاز به توضیح مدیر انجمن دوستداران و حافظان خشت خام نبود.
ارائه هر پرونده توسط ایشان بسیار کوتاه و حاوی نقطه نظرهای مورد نیاز اعضا شورای سیاست گذاری ثبت آثار بود که بعضاً لزوم ثبت آن بدون حتی یک سوال و ایراد مورد تائید اعضا شورای سیاست گذاری ثبت قرار می گرفت و در هنگام ثبت آثار استان یزد فضای شاد – جذاب و بسیار متفاوت بر سالن برگزاری چهارمین همایش شورای سیاست گذاری ثبت آثار حاکم می شد.
استانهای یزد و اصفهان به نظر اکثر اعضای شورای سیاست گذاری ثبت آثار – نمایندگان انجمن های حاضر در همایش و کارشناسان اداره کل میراث فرهنگی استانها به لحاظ تدوین کامل و مستند آثار ثبتی می توانند الگو ارزشمندی برای سایر استانها باشند.
ثبت آثار تاریخی- طبیعی و فرهنگی استان یزد و دارا شدن شانیت ملی را به مدیریت و پرسنل تلاشگر اداره کل میراث فرهنگی – صنایع دستی و گردشگری استان یزد – مسئولین و مردم استان صمیمانه تبریک بگوئیم و دست در دست هم برای صیانت واحیا آثار دارای شان ملی بکوشیم.
آثار فاخری که از استان یزد شانیت ملی یافت عبارتند از: خانه ملک التجار یزد- خانه طیبی (هتل لب خندق )یزد- خانه حاجی بابائی زارچ- خانه مدرسی سریزد- قلعه دهشیر- مازاری مظلومی اردکان و دو اثر در زمینه میراث معنوی: احرامی بافی و مراسم سنگ زنی (جغجغه زنی) میبد همچنین محورتاریخی و چند محوطه باستانی در فهرست آثار ملی ثبت شد.
در چهارمين همايش سراسري شوراي سياستگذاري ثبت آثار تاریخی، معنوی و طبیعی کشور که صبح روز دوشنبه چهارم دی ماه 1390 در قشم برگزار شد از مدیر عامل انجمن دوستداران و حافظان خشت خام دعوت به عمل آمد.

در این همایش ملی به همراه نمایندگان 9 تشکل دیگر به نام های انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان ، انجمن چهارسوق کویر اردکان، خانه فرهنگ جاودان از شیراز، کانون حافظان میراث فرهنگی شهر تهران، انجمن دوستداران میراث فرهنگی قزوین، کانون بارگاه مهر از اصفهان، انجمن ایلام شناسی و اسفندگان و... شاهد و ناظر بر روند ارائه پرونده های ثبتی بود.
در نخستین روز از این همایش چهار روزه که تا 8 دی ماه ادامه خواهد داشت ضمن دیدار جداگانه با «مسعود علويان صدر» معاون ميراثفرهنگي سازمان ميراث فرهنگي، صنايعدستي و گردشگري کشور و «آتوسا مومنی» مدیر کل دفتر ثبت آثار سازمان ميراث فرهنگي، صنايعدستي و گردشگري کشور به ارائه نقطه نظرات خود پرداختیم.
«علويان صدر» با اشاره به نقش مردم به عنوان محور اصلي ميراث فرهنگي گفت: ثبت ملی بنیادی ترین روش صیانت از میراث فرهنگی است که کمک می کند نادیده ها را ماندگار نماید.

وی در بخشی از این همایش خطاب به مدیران کل و معاونین این سازمان خواستار همکاری با انجمن های دوستدار میراث فرهنگی و یاری گرفتن و استفاده از این تشکل های مردم نهاد شد.
معاون ميراث فرهنگي سازمان ميراث فرهنگي،صنايعدستي و گردشگري ادامه داد: آنچه در اين نشستها بايد به آن توجه و اهتمام بيشتري داده شود حضور و نقش مردم در ثبت آثار است چرا که وجود ميراث تاريخي مبين فرايند رشد و حفظ آنها از سوي نسلهاي مختلف بوده است.
«علويان صدر» ثبت ميراث فرهنگي را بر پايه 4 اصل استوار دانست و افزود: ثبت ميراث به جاي مانده مستلزم ديد مناسب، انديشه صحيح ، برنامهريزي و عملياتي کردن ارزشهاي محيطي، انساني و معنوي يک جامعه است که در اين همايش اين اصول چهارگانه متجلي خواهد شد.
گزارش از: مجتبی گهستونی- علیرضا صادقی




